مثل همیشه سلام
اما اینبار یک سلام متفاوت تر!
می دونم دیر اومدم!
اما دست پر اومدم
امید وارم مثل همیشه به سراغم بیاین
من منتظرم ها!!!!!!!!!!!
گاه احساس می کنم
غربت نگاهی
مر ا عمیق می شکند
و من هرگز!
تاب این شکستن را
ندارم.
گاه در باور من
حس غریبی
ریشه می کند
و این حس
مرا
چون تبسم های تو
در باور لبخند
حل می کند.
من دانم!
وقتی تو باشی
لبخند معنا پیدا می کند.
+ نوشته شده توسط H.W در چهارم تیر 1386 و ساعت
12 بعد از ظهر |
